من محمود صارمی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد شهر شدند….

من محمود صارمی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد شهر شدند….

به مناسبت ۱۷ مرداد، روز خبرنگار
خبرنگار را می توان اسیرکرد.
خبرنگار رامی توان درغروب گمنامی نگه داشت.
اماقلم هرگز دراسارت نخواهدماند.
خبرنگار را می توان شهیدکرد.
اماجوشش خونش هرگز آرام نخواهدگرفت     

من تاآخرین لحظه درکنار مردم مظلوم وستمدیده افغانستان خواهم ماند درآخر سرنوشتم یااسارت است یاشهادت.
آخرین پیام خبرنگار شهید محمود صارمی:
1377مزار شریف سقوط کرد ! هفدهم مرداد ماه سال
اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید که چه وظیفه ای … ..
” و آری این آخرین سروده و مکالمه شهید صارمی از مزارشریف با خبرگزاری ایرنا در تهران بود و به حق وظیفه خود را کامل ادا کرد …
ابراز همدردی وهمدلی کلمه ای بیش نیست مگر اینکه خود این درد مصیبت را تجربه کرده باشید. صارمی مثل من وتو با تمام وجود زندگی را دوست داشت وهمواره در تلاش بود تاهر لحظه اش را به بهترین شکل بگذراند.
آری رسانه همان پیام است.
اینک دنیای رسانه امروز فارغ از رنگ -نژاد وادیان – زدوبند ها- تبعیض وبی عدالتی-منصب -زور وظلم و تجاوز- تهدید زندان ومرگ- لشگر کشی . جنگ خونریزی- فقر. گرسنگی.خشکسالی- نابرابری اجتماعی- سانسور- توقیف- دیکتاتوری -قصور-جهل .نادانی- چاپلوسی- زیر آب زنی-نیرنگ وفریبکاری- بلای خانمان سوز اعتیاد -فساد های مرسوم جنسی واداری مالی وغیره …می باشد.
.پس بیاید همه باهم برای صلح ودوستی و رعایت حقوق شهروندی با حفظ کرامت انسانی برای زندگی بهتر همگان دعا کنیم .
حقیقتا خبرنگاران گزارشگران و اصحاب رسانه بطور مداوم درسخت ترین شرایط وبحران ها همواره درپی کشف واقعیت هستند ونیز گاها در سراسر جهان برحسب رسالت خطیری که دارند اسباب نارضایتی گروهی را فراهم می آورند. خبرنگاران وگزارشگران مشکلات وموفقیت های همه را منعکس می کنند ولی کسی درد ورنج آنان را عنوان نمی کند.اینجانب در حد بضاعت ناچیزم اگر لایق باشم بعنوان یک علاقه مند همدل و دردمند.همگام با اصحاب رسانه یار ویاور بازماندگان و قربانیان آسیب دیده گان راه عدالت وآزادی خواهم بود.
صارمی …
نه دیپلمات بود.. ونه تاجر.. فقط وفقط یک خبرنگارایرانی ومتعهدووظیفه شناس بود.او درطی بیش از دوسال حضورش در افغانستان بارها فریاد مظلومیت. مردم ستمدیده ورنج کشیده آن دیار مصیبت زده را به گوش جهانیان رساند .
و درآخر خبر حمله طالبان وسقوط مزارشریف راباخون خود به سراسر جهان مخابره کرد. وخودنیز… خبر شد .
..همه خوب میدانیم که صارمی مظلوم نه اولین ونه آخرین شهید عرصه اطلاع رسانی نخواهدبود…
استاد داور رستمی وند درآن روزهای سختی که برما گذشت برسنگ مزارشهید صارمی چه زیبا نوشت.
آری ایثار وشجاعت وشهامت راهرکسی ندارد باید لایقش باشی تا تورا بستایند…
صارمی را مجامع جهانی سازمان ها وکنوانسیونهاوفدراسیونهای بین المللی. خبرنگاران .آزاداندیشان ومردم سراسردنیا…. دوست ودشمن ستودنش.
حال ما چه کرده ایم.
وچه کنیم تارسالت حرفه ای ورشادت و صداقت صارمی ها… برای نسلهای بعد ماندگار باقی بماند.
آری 17مردادماه روز خبرنگار.خون بهای صارمی
میراث باافتخار جان باخته عرصه رسانه و برصاحبان این حرفه خطیر برتمامی خبرنگاران وروزنامه نگاران وگزارشگران رسانه ها مبارک و
یاد و نام وخاطره تمامی کسانیکه در راه انجام رسالت حرفه ای شان وآگاهی بخشی به جامعه بشری در سرتا سرجهان دچار آسیب ویا صدماتی گردیده ویا جان باختند گرامی باد.

" سپیددشت " بهشت ناشناخته

نویسنده : محمد - ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧
 

شهر زیبا و سرسبز سپیددشت قطعه ای بهشتی از لرستان زیباست که گمنام و ناشناخته چشم به راه و امیدوار ، در انتظار مسئولی دلسوز و معجزه ای برای رهایی از مشکلات بسیار است ، سکوت پر معنای این شهر زیبا را تنها سوت قطار و آواز پرندگان و غرش ابرهای سیاه و پرباران میتواند برهم زند چرا که جاده ارتباطی و شرایط جغرافیایی منطقه مانع از ورود غریبه ها و اتومبیل به شهر میشود ...

سپیددشت مرکز بخش پاپی از توابع شهرستان خرم آباد لرستان می باشد که بعلت کوهستانی بودن و پوشش جنگلی منطقه نه تنها راههای روستایی آن ، ناهموار و صعب العبورند و راه ارتباطی آن با مرکز استان ، خرم آباد ، نامناسب و باریک است که از پوشش مناسب صدا و سیما هم بهره مند نمیباشد و ....

ماجرای دکتر رحیمی نسب و روزنامه قدس

نویسنده : محمد - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ مهر ۱۳۸٧
 

نقد و انتقاد و پرسشگری از نشانه های پویایی جامعه و آلترناتیو برنامه هاست و می تواند تاثیر بسزایی در جهت پیشرفت و توسعه کشور داشته باشد ، اما اگر از مسیر عادی و طبیعی خود خارج شود به تخریب و توهین تبدیل میگردد و هر اندازه پررنگ تر باشد آثار تخریبی آن بر چهره جامعه بیشتر خواهد شد .

روزنامه محترم قدس در شماره های قبلی خود موضع دکتر رحیمی نسب مبنی بر مخالفت با سفر استانی دولت را به نقد کشیده ، از این موضوع با مطلبی تحت عنوان مقصر توسعه نیافتگی لرستان کیست " انتقاد نموده بود و این موضوع را دفتر ارتباطات مردمی و مطالعات راهبردی دکتر رحیمی نسب با ارسال جوابیه ای منطقی و آرام پاسخ داد ...

تا اینجای قضیه ، تنها ایراد وارده به ماجرا را میتوان ، هدر رفتن انرژی دوستان در به چالش کشیدن یکدیگر و بقول قدس شکستن کاسه کوزه ها بر سر هم دانست ، اما حکایت عجیب و غریب ادامه ماجرا :

قدس جوابیه ارسال شده از طرف دفتر را با اصرار و تاکید و بشکلی ناقص بنام شخص دکتر رحیمی نسب چاپ نمود و با نصب اتیکتی بر صفحه اول  تحت عنوان « جوابیه قدس به رحیمی نسب در ص ١٢ » و اجیر نمودن کارگر ، اقدام به توزیع گسترده آن به صورت رایگان در خیابانها ، ادارات ، مصلای نماز جمعه و ... شهر خرم آباد نمود ،  توزیع سئوال برانگیز و شب نامه مانند این روزنامه وزین و ارزشی در آستانه روز جهانی قدس و آشنایی با روحیات دکتر رحیمی نسب نماینده ارزشی و جانباز خرم آباد  باعث شد تا مواردی بشرح زیر تقدیم حضور همشهریان فهیم و اندیشمند  گردد :

در رثای سردار سرتیپ خورشید‌وند

با سلام در صورت صلاحدید مطلب زیر را منتشر بفرمایید ممنون

در رثای سردار سرتیپ خورشید‌وند اوکه نیکنام زیست و با نیکنامی رفت

پیکر سردار سرتیپ حاج رحیم خورشیدوند جانشین فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی کشور روز دوشنبه ١١ مرداد با حضور جمعی از مسئولان و فرماندهان کشوری و لشکری و با حضور بیش از 20 هزار نفر از مردم قدرشناس ایران اسلامی در شهرستان دورود تشییع شد. وی قبل از جانشینی فرماندهی مرزبانی کل کشور، فرمانده انتظامی استان‌های کهگیلویه‌وبویراحمد و لرستان و کردستان و استان قم بود.پیکر مطهر این سردار سرافراز قبل از خاکسپاری در دورود در میان ماتم و اندوه و افسوس مردم و اهالی ناجا در تهران و قم و اراک نیز تشییع شد .شایان ذکر است قبل از تشییع پیکر این شهید دوست قدیمی و دلسوخته سردار خورشیدوند ناصر یمین مردوخی کردستانی شاعر و روزنامه‌نگار اشعار ذیل را در رثای آن مرحوم در مسجد ستاد فرماندهی ناجا قرائت کرد:

راستی در خدمت از بهر وطن ایثار کرد

آه آه از مرگ ناهنگام یار نازنین

آن مِهین سردار ناجا صاحب‌فر گزین

همچو خورشیدی میان دوستان بود ای دریغ

نیک‌خوی و نیکنام و نیکخواه و نیک‌بین

هر قدم بگذاشت اندر راه خیر خلق بود

هر قلم برداشت بود اندر صلاح ملک و دین

آوخ آوخ در جوانی دیده بربست از جهان

هر لُر و کُردی بود در ماتمش اندوهگین

اشکبار از هجرتش هر دوست از خرد و کلان

دل فکار از حسرتش خلق از کهین و از مِهین

اهل ناجا نیست تنها سوگوار این شهید

کُرد و کردستان نه تنها از چنین فقدان غمین

در نظام هرکس که دارد بهره از مهر و وفا

از وفات این خدوم خلق باشد بس حزین

راستی در خدمت از بهر وطن ایثار کرد

ای دریغ از رحلت سردار خورشید بهین

چون روان پاک وی زین دار فانی شد روان

زی پناه مأمن الطاف رب‌العالمین

(ناصر مردوخ) گوید تسلیت بر احمدی

جای خورشیدوندِ خادم، هست فردوس برین

روحش شاد